تبليغاتX
๑۩۞۩๑تنهایی و بیکسی๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑تنهایی و بیکسی๑۩۞۩๑
*~*~عکس ~*~*



| *| نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 21:37 توسط سید حمید سجادی |
*~*~خیال تو ~*~*

 

 

چند روزی پیش از این

با خودم تنها شدم

فارغ از هر قیل و قال

راهی صحرا شدم

دشتهایی سبز سبز

جاده ای بی انتها

گم بُدم در این میان

گوییا پیدا شدم

چون کبوتر پر زدم

بر در دل سر زدم

هیچکس با من نبود ، لیک تنها در زدم

در خیالم یاد تو باز با من مینمود

این مسیر سرد را گاه روشن مینمود

آسمان آبی و سرد ،من سراپا شور و آه

ناگهان رنگی دمید تا در این بی انتها

خستگی در من نبود ، آسمان نوری گرفت

در دلم با یاد تو ناگهان شوری گرفت

باز بر اسب خیال ، تا کنارت تاختم

یک پلی از عاطفه تا ضمیرت ساختم

با همه تنهای ام بی گمان تو با منی

هر زمان در خاطرم چون حقیقت روشنی



| *| نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 21:36 توسط سید حمید سجادی |
*~*~بی کسی~*~*

مرغ شب سر به پرهايش فرو برده و تنها ، بر تک درخت باغ چشم بر هم نهاده است.

 

روز لباس مشکي اش را به تن کرده و پولک نقره ي ماه را بر پيشاني به زينت گذاشته است.

 

تک و توک ستارگاني از پشت ابرها سرک کشيده اند تا امشب را آنان شاهد تنهايي و غصه دل من باشند.

 

باز منم و اين دل خسته!!!!

 

چه ساده دل خوش داشته بودم به غريبه هايي که باور کرده بودم مرا دوست خواهند بود!

 

امشب سخت خسته ام ! بي مهري آن را که گلهاي احساسم را نشکفته پر پر کرد.

 

مرا نيازي به مهرش نبود اما بي رحمانه به تير قهر راند مرا!!!

 

هیچکس دیگر نيز نتوانست مرهمي باشد روح خسته مرا.

 

آه ه .... چه سخت تنهايم من امشب!!!

 

من زاده رنجم و مادر درد،

 

دختر قهرم و تنهاي دهر

 

چشم بر آسمان ميدوزم که امشب مثل دل خودم گرفته است و روزم را مرور ميکنم.

 

انگار هيچکس مثل خودم تنها نيست، شايد تنها شاهد آسمان منم امشب ، شايد حتي ستارگان هم غصه دلم را باور ندارند

 

دل تنهاي من ، هميشه با من بمان، تو را من سخت محتاجم!!!!!



| *| نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 21:33 توسط سید حمید سجادی |
*~*~عکس~*~*

زيست شناسي گناباد



| *| نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 13:44 توسط سید حمید سجادی |
*~*~عمرا~*~*

عمراً اينارو بدوني....... 1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت 2- صداي اردک اکو ندارد 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4- مورچه ها نمي خوابند 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6- کد کشور روسيه 007 است 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند 9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد


| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:26 توسط سید حمید سجادی |
*~*~مفهوم عشق~*~*

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد

به بادگفتم عشق چيست؟! وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟!پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست؟!

اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:25 توسط سید حمید سجادی |
*~*~زندگی~*~*

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

 

امتحان ریشه هاست

 

ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:24 توسط سید حمید سجادی |
*~*~ع ش ق~*~*

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:24 توسط سید حمید سجادی |
*~*~شاید !~*~*

دارم به تو نزدیک می شوم

دارم برای تو وقف

و صدا می شوم،

دوباره ترانه یا ندا

شاید دوباره تکرار می شوم 

از نو "تو"

دوباره فریاد

                دوباره حرف

دوباره اعتماد می شوم.



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:22 توسط سید حمید سجادی |
*~*~تو را در سرآغاز يك باغ خواهم نشانيد~*~*

 

در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم.
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است.
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش‌بيني نمي‌كرد.
و خاصيت عشق اين است.



كسي نيست،
بيا زندگي را بدزديم، آن وقت
ميان دو ديدار قسمت كنيم.
بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم.
بيا زودتر چيزها را ببينيم.
ببين، عقربك‌هاي فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردي بدل مي‌كنند.
بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي‌ام.
بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را.

                   love you

تو را در سرآغاز يك باغ خواهم نشانيد



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:21 توسط سید حمید سجادی |
*~*~آهنگ~*~*

Embed MP3:


| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:11 توسط سید حمید سجادی |
*~*~واژه زيست ~*~*

پشت كاجستان برف

برف ، يك دسته كلاغ .

جاده يعني غربت .

باد ، آواز ، مسافر ، و كمي ميل خواب .

شاخ پيچك ،و رسيدن ، و حياط .

 

من ، و دلتنگ ، و اين شيشه خيس .

مي نويسم ، و فضا .

مي نويسم ، و دو ديوار ، و چندين گنجشك .

 

يك نفر دلتنگ است .

يك نفر مي بافد .

يك نفر مي شمرد .

يك نفر مي خواند .

 

زندگي  يعني : يك سار پريد .

از چه دلتنگ شدي ؟

دلخوشي ها كم نيست : مثلا اين خورشيد ،

كودك پس فردا ،

كفتر آن هفته .

 

يك نفر ديشب مرد

و هنوز ، نان گندم خوب است .

و هنوز ، آب مي ريزد پائين ، اسب ها مي نوشند .

 

قطره ها در جريان ،

برف بر دوش سكوت

و زمان روي ستون فقرات گل ياس .



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:10 توسط سید حمید سجادی |
*~*~ع ش ق~*~*

عشق زيباست اما غم دارد

عشق زيباست اما دل را مي سوزاند

عشق زيباست اما نفسهاي خسته ، ديگر تاب تحمل غمش را ندارد

عشق زيباست اما ديوانگي هم عالمي دارد

عشق تار و پود شكسته قلب را جلا مي دهد

عشق قلب بيقراري را طوفاني مي كند

عشق تنها اميد قلب يك عاشق است

عشق مقامي بس عظيم و والا دارد

عشق معناي تمام زندگي يك عاشق است

عشق دل را بيقرار مي كند و چشم را گريان

چشم هايي كه براي عشق ، اشك مي ريزند ، بسيار مقدس هستند

عشق صداي تيك تاك قلب عاشق است

قلبي كه هر لحظه احساس مي كند در حال خاموش شدن است

عشق صداي نبض زندگي است

زندگي و دار و ندار يك عاشق ، در عشقش خلاصه مي شود

اي كاش معناي واقعي عشق را درك مي كرديم

اي كاش هر لحظه اي با عشق نفس مي كشيديم

اي كاش فاصله ها را با رنگ زيباي عشق ، زيباتر مي ديديم

اي كاش عشقي وجود داشت كه هيچگاه از بين نمي رفت

اي كاش تمام عشقهايمان جاودان بود و زيبا

اي كاش زيبايي و پاكي عشق را درك مي كرديم

عشق زيباست به زيبايي و پاكي يك نگاه ساده

عشق مقدس است به تقدس يك قلب عاشق و شيدا

عشق تكان دهنده است حتي اگر يك عشق خيالي باشد

حتي اگر سكوتي بس عظيم در آن نهفته باشد

عشق زيباست حتي اگر تنها يادگار از عشق ، حسرت جدايي باشد

عشق دوست داشتني است حتي اگر زير بار غم عشق ، شكسته شويم

عشق مقدس است حتي اگر رويايي بيش نباشد

اي كاش مي شد حرف يك عاشق رااز نگاهش خواند

و صداي قلب بيقرارش را شنيد

عشق را دوست دارم حتي اگر عاشق بودنم جرمي بيش نباشد

و عشق صداي فاصله هاست



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:9 توسط سید حمید سجادی |
*~*~ع ش ق~*~*

 

گفتی كه به احترام دل، باران باش

 

باران شدم و به روی گل باريدم

 

گفتی كه ببوس روی نيلوفر را

 

از عشق تو گونه های او بوسيدم

 

گفتی كه ستاره شو،دلی روشن كن

 

من هم چو گل ستاره ها تابيدم

 

گفتی كه برای باغ دل،پيچك باش

 

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

 

گفتی كه برای لحظه ای دريا شو

 

دريا شدم و ترا به ساحل ديدم

 

گفتی كه بيا و لحظه ای مجنون باش

 

مجنون شدم و ز دوريت ناليدم

 

گفتی كه شكوفه كن به فصل پاييز

 

گل دادم و با تَرنمت روييدم

 

گفتی كه بيا و از وفايت بگذر

 

از لهجۀ بی وفاييت رنجيدم

 

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست

 

معنای لطيف عشق را فهميدم

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:7 توسط سید حمید سجادی |
*~*~بی کسی ..~*~*

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:7 توسط سید حمید سجادی |
*~*~کاش ...~*~*

کاش می شد عشق را تفسیر کرد
 
خواب چشمان تو را تعبیرکرد
 
کاش میشد همچو گلها ساده بود
 
سادگی را با تو عالمگیر کرد
 
کاش می شد در حریم سینه ها
 


| *| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:6 توسط سید حمید سجادی |
*~*~بی کسی~*~*

بارون عشقه



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 12:8 توسط سید حمید سجادی |
*~*~رنگ غم~*~*

 

رنگ غم را با چشمانش ديد

لبخند را از لبانش دزديد

بي فاصلا اندامش لرزيد

واشك هايش زود به گونه رسيد

گل عشق را از وجودش چيد

و آن وقت بود كه پاييز رسيد

پاييز آمد و برگ ها هم ريخت

دخترك از دست خوشبختي گريخت

او فرار كرد و ديگر مهر نديد

از خود و زندگي هم دل بريد

غم پهلو گرفت بر ساحل دريا

و رنگ او پهن شد بر جمال رؤيا



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 12:7 توسط سید حمید سجادی |
*~*~این دیوانگی است که ...~*~*

هيچ عشقي را باور نكنيم، براي اين‌كه به ما خيانت شده است.

از همه گل‌هاي روي زمين متنفر باشيم، براي اين‌كه خار يكي از آن‌ها در دستمان فرو رفته است.

همه شانس‌ها را لگد مال كنيم، براي اين‌كه يكي از تلاش‌هايمان به حقيقت نپيوسته است.

اميد خود به همه چيز را از دست بدهيم، براي اين‌كه در زندگي با شكست مواجه شده‌ايم.

از تلاش و كوشش دست بكشيم، براي اين‌كه يكي از كارهايمان بي‌نتيجه مانده است.

همه دست‌هايي كه براي دوستي به سوي ما دراز مي‌شوند سرسختانه رد كنيم، براي اين‌كه يكي از دوستانمان رابطه ما را زير پا گذاشته است.

همواره به ياد داشته باشيد كه دوستي، بخت، نيرو و عشق‌هاي ديگري وجود دارند. فقط بايد قوي و پر استقامت باشيم و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم.



| *| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 13:11 توسط سید حمید سجادی |