تبليغاتX
๑۩۞۩๑تنهایی و بیکسی๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑تنهایی و بیکسی๑۩۞۩๑
*~*~باز این چه شورش است که در خلق عالم است ~*~*

باز این چه شورش است که در خلق عالم است


باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین


بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو


کار جهان و خلق جهان جمله در هم است


گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب


کاشوب در تمامی ذرات عالم است

 
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

 
این رستخیز عام که نامش محرم است

 
در بارگاه قدس که جای ملال نیست

 
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست


| *| نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 23:39 توسط سید حمید سجادی |
*~*~~*~*

بیا با چشمهای ساده من مهربانی کن

 نگاه خاکی ام را مثل باران آسمانی کن

همیشه مثل یک احساس سرشار از صدای عشق میان خاطراتم باش و با من همزبانی کن

بیا این چشم کم فروغ و مانده در غم را ببر تا متن یک خورشید و آن را کهکشانی کن

من اینجا مثل یک پاییز در تصویر زردم گل احساسهایم را دوباره ارغوانی کن



| *| نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 23:24 توسط سید حمید سجادی |