سلام بر دوستي ونفرين بر جدايي،چه خوش است هنگامي كه انسان به دوستي دست مي يابد و خيال ميكندكه هرگز او را از دست نمي دهد،و دوست را به مشابه طبيعت زيبايي اين جهان مي داند و او رابه همانند گلهاي بهاري فرا ميخواند و آنقدر به او علاقمند ميشودكه اگر ساعاتي كنار او نباشد احساس تنهايي و حقارت مي نمايد،هميشه دوست داشتم دوستان را براي تصادف و جدايي نداشته باشم و آنها را ابدي بدانم ولي هرگز باورم نميشد كه اين فرضيه روزي به قانون محكم و ابدي مبدل شود كه گفته اند:((دوستي يك تصادف است و جدايي يك قانون)) آري قانوني جبري و غير قابل تحمل.
|
*| نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 19:35 توسط
سید حمید سجادی |