چقدر تنهایی خوب است میخواهم از همه چیز بگریزم و هیچ چیز و هیچ کس را به اتاقم را ندهم
حتی ان ستاره قشنگی که برای دیدنم سرک میکشد دستم را دراز میکنم میخواهم از تنهایی جدا
شوم و در کنار تو تنفس کنم جلوتر میایی و دستم را که از برفهای شمال سیبری سردتر است در
دستت میگیری صاعقه ای فرود می اید و تنهایی ام اتش میگیرد شعله ور میشوم مانند تنوری در
یک روستای دور افتاده به تو نزدیک میشوم گرم میشوم تو از تنهایی هزار بار بهتری
رز آبی بهار ![]()

